بخش ۴۱۰ - المستریح صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کسی او مستریح آمد بدلخواه
که از سر قدر گردید آگاه
حق او را مطلع سازد کماهی
ز قدر خلق و تقدیر الهی
ببیند آنچه مقدور است و واجب
وقوعش وقت معلوم و مناسب
هر آنچیزی که ز اشیاء نیست مقدور
وقوعش ممتنع باشد بدستور
کند پس مستریح این اختیارش
بکلی از طلب وز انتظارش
نه بر مستقبلش امید و وحشت
نه بر ما فات او را خوف و حسرت
نباشد اعتراضش بر فعالی
که واقع گردد از تأثیر و حالی
انس گوید پیمبر را بده سال
نمودم خدمت اندر کل احوال
بکاری هیچوقت از فعل و ترکم
نفرمود اعتراض او بیش یا کم
بدینسانست حال مرد عارف
که ز اسرار قدر گردید واقف
چنین شخصی بود پیوسته سالم
نیابد از جهان غیر از ملایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به توصیف حالتی از فرد عارف میپردازد که به درک عمیقتری از قضا و قدر الهی رسیده است. او بااینکه واقعیتها را میبیند، از انتظار و ترس در مورد آینده آزاد است و هیچگونه اعتراضی به آنچه در زندگیاش میگذرد ندارد. چنین فردی با آرامش و سلامت زندگی میکند و همه چیز را تابع سرنوشت میداند. این آرامش و آگاهی از تقدیر الهی، او را از هر گونه نگرانی و حسرت درباره گذشته یا آینده مصون نگه میدارد.