نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸۳ - الواحدیه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنو باز از نشان واحدیت

که هست آن اعتبار ذات حضرت

ز حیث انتشاء کل اسماء

از او گر باز دانی سر انشاء

تجلی حضرت آمد واحدیت

در اسماء و صفات او بر تبت

بصورتهای اسماء کوست اعیان

که لازم شد باسماء و صفات آن

لزومش بی‌تأخر در وجود است

بنز در هر وی کاهل شهود است

خود او موجود بر هستی اسماست

که موجود آن بهستی مسمی است

خود این را واحدیت خواند عارف

تجلی دگر نزد مکاشف

که شد بی‌اسم و رسم از ذات بر ذات

احدیت شد آن بروجه اثبات

تجلییی که از ذات وجود است

در افعالش که در غیب و شهود است

وجود انبساطی شد نشان را

تو میدان رحمت فعلیه آنرا

مراد از واحدیت بود واحد

مناسب شرح آن در مطلب آمد

بود آن واحدیت وصف ذاتش

تکثر یافت از حیث صفاتش

دگر واحد که اسماء را مدارا است

هم اسم ذات بر این اعتبار است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم "واحدیت" در عرفان و فلسفه می‌پردازد. نشان می‌دهد که واحدیت، اعتبار و ذات حضرت الهی است که از آن، تمامی اسماء و صفات نشأت می‌گیرند. با تجلی حضرت واحدیت، اسماء و صفات به وجود می‌آیند و این وجود، لازم و بدون تأخیر است. عارفان این تجلی را درک کرده و آن را "واحدیت" می‌نامند. همچنین اشاره می‌شود که این واحدیت وصف ذات خداوند است که در عین حال به تکثر صفات و اسماء نیز توجه دارد، و در این بستر، واحد محسوس و مرتبط با ذات الهی معرفی می‌شود.