نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ صفی علیشاه

صفی علیشاه / متفرقات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خداوند ذوالجلال روان‌بخش ذوالکرم

بر آرنده حدوث بر آزنده قدم

منزه ز چون و چند مقدس ز کیف و کم

نه در بود او زوال نه در داد او ستم

کند هست هر چه را بهستی است مستحق

بوجه کمال کرد تجلی ز عیب ذات

هویدا شد از تمام در اسماء و در صفات

رخ از موهبت نمود بمرآت ممکنات

هر آن ممکنی گرفت زوی خلعت حیات

شد آیات رحمتش شئونات ما خلق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به وصف خداوند می‌پردازد و او را به عنوان منبع تمام کمالات و زیبایی‌ها معرفی می‌کند. خداوند را نه محدود به زمان و مکان می‌داند و از صفات بی‌نظیر او سخن می‌گوید. او همه موجودات را به حیات بخشیده و رحمتش در آفرینش قابل مشاهده است. بعلاوه، این آیات رحمت در تمام مخلوقات ظهور کرده‌اند و نشان‌دهنده عظمت و جلال خداوند هستند.