شمارهٔ ۶ صفی علیشاه
صفی علیشاه / متفرقات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
دل رفت و راه از دستم زان نرگس مستانه
بیساغر و میمستم حاجت چه به پیمانه
سجاده نشینی بس در صومعه با هر کس
دیگر نشوم زین پس دور از در میخانه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
خلاصه: شاعر از احساس عمیق خود نسبت به عشق و جذابیت نرگس میگوید که او را از خود بیخود کرده و نیازی به شراب و پیمانه ندارد. همچنین بیان میکند که دیگر تمایلی به نشستن در صومعه و دوری از میخانه ندارد و میخواهد به زندگی آزاد و بیقید ادامه دهد.