نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما

رقیب از وصل او هم باد یارب بی نصیب اما

همین نه در چمن مرغ چمن را جاست گاهی هم

گرفتار شکنج دام گردد عندلیب اما

دوای درد خود را از طبیبان هر کسی جوید

مرا هم هست درد بی دوایی از طبیب اما

به هر کس داده یار دلفریبم وعده وصلی

به من میدهد از وعده ی وصلش فریب اما

حدیث دوستی بود آشنا در گوشت اکنون، هم

حدیث آشنایی هست در گوشت غریب اما

چنین کاغیار را جایی نباشد جز سر آن کو

مرا هم نیست جایی در سر کوی حبیب اما

چو من کز آن کو دور گشتم عاقبت یا رب

رقیبان هم شوند آواره زان کو عنقریب اما

دل آن سنگدل گر ناشکیبا نیست دور از من

مرا هم نیست دور از روی او در دل شکیب اما

رقیب از هجر روی او سپارد جان (سحاب) آن هم

جدا از روی او خواهد سپارد جان رقیب اما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در غزلی تمایلات عاشقانه و رنج‌های ناشی از دوری از معشوق را بیان می‌کند. او به یار خود آرزو می‌کند که به او نزدیک شود و از دوری و رقیب شکایت می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که تلاش می‌کند درد خود را از دیگران درمان کند اما هیچ درمانی برای درد جدایی ندارد. همچنین از وعده‌های فریبنده‌ای صحبت می‌کند که از سوی معشوق به او داده می‌شود، در حالی که در واقع او را از وصال محبوبش دور می‌کند. درد دل و علاقۀ عمیق او به دوست، با حسرت و تنهایی همراه است و سرانجام، او در حسرت وصال باقی می‌ماند. در انتها، او به قضاوت و سرنوشت معشوق و رقیبانش اشاره کرده و به دوری خود از محبوب می‌پردازد.