نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۶ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد

وصل تو آن شراب که بیهوشی آورد

بر هر زبانی آورد از من حکایتی

نامم که بر زبان تو خاموشی آورد

با کس منوش باده و گر پند بشنوی

چندان مخور که مستی و مدهوشی آورد

کآرد هر آنچه بر سر خوبان پارسا

شوق شراب و میل قدح نوشی آورد

بیند زبیم غیر به گردون و بر زبان

نام (سحاب) را به فراموشی آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و تاثیر عمیق آن بر زندگی و احساسات انسان صحبت می‌کند. شاعر به بیان حالاتی می‌پردازد که عشق و وصال معشوق به وجود می‌آورد، حالاتی همچون بیهوشی و مستی. او اشاره می‌کند که عشق بر زبان‌ها قصه‌هایی می‌آفریند و نام او باعث سکوت می‌شود. همچنین، شاعر هشدار می‌دهد که از شراب زیاد بنوشند، زیرا ممکن است مستی و مدهوشی به همراه داشته باشد. در نهایت، او به تاثیر عشق بر زندگی و فراموشی برخی از چیزها اشاره می‌کند.