شمارهٔ ۱۰۸ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد
خاریست که از عشق گلی بر جگر آمد
تا خواجه پی ریختن طرح سرا بود
هنگام عزیمت به سرای دگر آمد
ایمن بود از سنگ حوادث پر و بالم
زیرا که مرا تیر تو تعویذپر آمد
یک تیر خطا شد بدلم آنچه فکندی
صد تیر زدی لیک یکی کارگر آمد
ز آن پیش که از تیغ و سپرم نام و نشا بود
جان و دل من تیغ بلا را سپر آمد
از بخت بد آن مایه ی عمر آه که وقتی
آمد بسر من که مرا عمر سر آمد
در عالم عزلت چو (سحاب) آنکه نظر کرد
در دیده ی او هر دو جهان مختصر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر دربارهی احساسات عمیق و تلخی است که پس از مرگ و جدایی از عشق بوجود میآید. گوینده با تمثیلاتی مانند گل و خار به ابراز درد و رنج ناشی از عشق میپردازد. او اشاره میکند که رغم همهی سختیها و تیرهایی که به او اصابت کرده، تنها یک تیر خطا بر دلش نشسته و باقی تأثیری نداشتهاند. همچنین، او به زوال عمر و بدبختیهایش اشاره میکند و در نهایت، به تنهایی و عدم اهمیت دنیا در نظرش میافزاید. شعر به نوعی بازتابی از غم و اندوه ناشی از عشق و جدایی است.