نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر یار بحالم نظری داشته باشد

باشد که زحالم خبری داشته باشد

آن ماه مقامش بفلک هست که چون ماه

از شعله ی آهم حذری داشته باشد

گفتی سحر آیم ز وفا در برت اما

مشکل ز پی امشب سحری داشته باشد

گویند کسی از بر یار آمده یا رب

از آمدن او خبری داشته باشد

از عشق تو و چشم ترم آگهی آن راست

از عشق کسی چشم تری داشته باشد

هرگز نبود شکوه ز بیداد سپهرش

هر کس چو تو بیدادگری داشته باشد

گو داشته باشد کسی آن چشم مپندار

طرز نگهش را دگری داشته باشد

جان داد (سحابش) بامیدی که پس از مرگ

گاهی بمزارش گذری داشته باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر احساساتی عمیق و عاشقانه را بیان می‌کند. او امیدوار است که یارِ محبوبش به حال او توجه کند و از وضعیت او باخبر باشد. عشق و غم ناشی از فراق در اشعار به وضوح حس می‌شود. شاعر با اشاره به زیبایی و ویژگی‌های یار، آرزو می‌کند که این زیبایی و عشق واقعی باشد، و همچنین از اشک‌ها و غم خود سخن می‌گوید. او تشابهاتی میان دیگری و یار محبوبش می‌بیند و در نهایت به امید دیدار مجدد و مزار یار پس از مرگ اشاره می‌کند. این شعر احساسات عمیق و وابستگی قوی به محبوب را به تصویر می‌کشد.