نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چون من هر کس که از جان سیر باشد

به زودی گر بمیرد دیر باشد

چه کوشم در خلاص دل همان به

که این دیوانه در زنجیر باشد

اگر مبهم بماند آیه ی نور

مه روی تواش تفسیر باشد

سیه تر کرد روزم تا بدانم

اثر در ناله ی شب گیر باشد

قدح سهل است خوش باشد ز دستش

اگر خنجر و گر شمشیر باشد

جوانی دیده ام کز هر که بینی

برد دل گر جوان ور پیر باشد

به عالم عاشقی چون من نیابی

اگر عشق تو عالم گیر باشد

نه چندان یافت ملک دل خرابی

که دیگر قابل تعمیر باشد

بجز وصلش (سحابا) هر مرادی

شود حاصل اگر تقدیر باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عواطف و احساسات عمیق عاشقانه می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که کسی که از زندگی خسته شده، اگر بمیرد، مرگش دیر به نظر می‌رسد. او به دنبال رهایی دل خود است و به رنج‌های عاشقانه‌ی خویش اشاره می‌کند. شاعر می‌گوید که اگر نور عشق مبهم بماند، زیبایی‌های آن قابل تفسیر نخواهد بود. او در ناله‌های شب، رنج‌های روز را می‌بیند و تأثیر آن را حس می‌کند. در شعر به زیبایی و سادگی عشق اشاره می‌شود و نشان داده می‌شود که جوانی می‌تواند دل هر دو گروه (جوان و پیر) را ببرد. شاعر می‌گوید که در عشق واقعی، فردی مانند او را نمی‌توان یافت و اگر عشق به وجود بیاید، دیگر مشکلات و خرابی‌های دل قابل تعمیر نخواهند بود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که بدون وصل محبوب، هر آرزویی ممکن است به حقیقت بپیوندد، اگر تقدیر بر آن حکم کند.