شمارهٔ ۱۵۰ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر زین پیش بر دستم دلی بود
از او هر لحظه پایم در گلی بود
فتد دیوانه از زنجیر و افتاد
به زنجیر تو هر جا عاقلی بود
ز ضعف پیری آسان کرد چشمم
از او در کار دل هر مشکلی بود
نیم آگه ز دل دانم قتیلی
به خون غلطان ز تیغ قاتلی بود
حدیث سرو آزادی شنیدم
چو دیدم از غمت پا در گلی بود
بهای بوسه می خواهد چه بودی
که نقد جان متاع قابلی بود
دلیل سالکان می گشت خضری
طریق عشق را گر منزلی بود
(سحاب) آمد به یاد من چو دیدم
که گردی در قفای محملی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عشق و دلبستگی اشاره دارد. شاعر از دلی پر احساس سخن میگوید که باعث میشود هر لحظه او در خوشی و شادی باشد. او به زنجیر و دلبستگی اشاره دارد و میگوید که در این حالت، عقل و خرد، تحت تأثیر عشق قرار میگیرد. ضعف پیری و مشکلات در عشق نیز بیان شده است. شاعر اشعارش را با تصاویری زیبا از آزادی و زیباییهای عشق در هم میآمیزد و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق نیاز به بهای بالایی دارد، حتی تا حد جان. در کل، شعر به عمق احساسات انسانی و جستجوی عشق میپردازد.