شمارهٔ ۱۵۲ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا مشکل گشا تا دل نباشد
ز دل کارم چنین مشکل نباشد
ز شرم قاتلم هر کشته ی را
به محشر شکوه از قاتل نباشد
بگوئید آنکه غافل شد زحالم
ز آه غافلم غافل نباشد
سزد با سرو من پای تذروی
به گل از سر و پا در گل نباشد
ز خط حسنش نشد زایل بگو دل
در این اندیشه ی باطل نباشد
(سحاب) آن را که تخم مهری افشاند
بجز بیحاصلی حاصل نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دشواریهایی است که دل انسان با آن مواجه است و به نوعی ناتوانی در حل مشکلات عاطفی اشاره دارد. شاعر از غم و درد خود سخن میگوید و به ناتوانی دیگران در درک وضعیتش اشاره میکند. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میشود و اینکه خطای عشق نمیتواند به راحتی فراموش شود. در نهایت، شاعر به بیفایده بودن تلاشها و احساسات ناکام در عشق اشاره میکند که فقط به دلخوری و ناامیدی منتهی میشود.