شمارهٔ ۱۵۴ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بلای دل کز آن بالا به صد غم مبتلا باشد
کسی داند که چون دل مبتلای آن بلا باشد
نمی خواهم کسی از جانب او پیک ما باشد
گرش قاصد صبا، پیغام پیغام وفا باشد
ز بیماران درد عشق آنکس را دوا باید
که درد عاشقی را چاره فرما از دوا باشد
توان دانست چونی در وفا کز هم نشینانت
به هر کس آشنایی می کنم ناآشنا باشد
به حکم او چو امروزم بسی بردند تا مقتل
سزد رویم اگر از بیم بخشش در قفا باشد
(سحاب) از درد رشک نیکوان گر ایمنی خواهی
نگاری را به دست آور که بیمهر و وفا باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهایی که به دلیل عشق به وجود میآید، میپردازد. شاعر از بلای دل و عذابی که از عشق تحمل میکند سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند وضعیت عاشقانه او را درک کند. او نمیخواهد کسی پیامی از طرف محبوبش به او برساند و آرزو دارد که درد و رنج عاشقیاش به واسطه عشق واقعی تسکین یابد. شاعر همچنین به وفا و اعتماد در روابط عاشقانه اشاره میکند و میگوید کسی که در وفا ثابتقدم باشد، دردش قابل تحمل است. در نهایت، او از حسادت و غم ناشی از عشق ناپایدار و عدم وفا سخن میگوید.