شمارهٔ ۱۶۲ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
زین الم در دم مرگم المی بیش نباشد
گر تو را بینم و از عمر دمی بیش نباشد
نبود قوت رفتار به پای طلب من
ورنه تا منزل جانان قدمی بیش نباشد
سهل باشد که بر آری تو تمنای دلی را
کآرزویش ز تو جز لطف کمی بیش نباشد
نقطه ی لعل لبت را نبود هیچ وجودی
یا وجودیست که هیچ از عدمی بیش نباشد
نقد جانیست مرا در کف و دردا که بهایش
بر خوبان جهان از درمی بیش نباشد
کی تلافی شب هجر کند روز وصالش
کآن ز عمریست فزون این ز دمی بیش نباشد
با (سحابم) نبود میل ستم گفتی ازین پس
زانکه دانی که به او زین ستمی بیش نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و دردهایی که در آستانه مرگ تجربه میکند، میپردازد. او بیان میکند که اگر فرصتی برای دیدن محبوبش داشته باشد، حتی یک لحظه نیز برایش کافی است. این اشعار نشاندهندهی شدت عشق و دلتنگی شاعر است و اینکه بسیاری از آرزوها و تمنیات او به دلیل عدم وجود قدرت و توانایی در رسیدن به محبوب نادیده گرفته شده است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که ارزش زندگیاش در دست دیگران است و حسرت ایام جدایی از محبوبش را دارد. به طور کلی، این شعر بیانگر جدایی، عشق و درد ناشی از آن است.