شمارهٔ ۱۷۰ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا روان اشک من از دیده ی تر خواهد بود
خلق را ز آتش خویت چه اثر خواهد بود
ز آشیانی که در این باغ نهادم شادم
کآن هم از باد خزان زیر و زبر خواهد بود
می توان یافتن از خنده ی این برق که باغ
آخر از گریه ی ابرش چه ثمر خواهد بود
تا به فکر غم فرهاد نباشد شیرین
تلخکامی وی از رشک شکر خواهد بود
ذوق مستی ز کسی پرس که در محفل عشق
لعل گون ساغرش از خون جگر خواهد بود
تا بود خاصیت لعل تو با طبع (سحاب)
بی بهاتر ز صدف در و گهر خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و تأثیرگذار شاعر در مورد عشق و غم میپردازد. شاعر میگوید که تا زمانی که اشک او جاری است، تأثیرات منفی بر دیگران وجود خواهد داشت. عشق و شادیهای او حتی در برابر تغییرات و فراز و نشیبهای زندگی، همچنان باقی میماند. شاعر به تضاد میان شادی و غم اشاره میکند و نشان میدهد که تجربیات تلخ و شیرین عشق با هم آمیختهاند. همچنین، او به خواص شگفتانگیز عشق و زیبایی آن میپردازد و تأکید میکند که عشق واقعی، با وجود تلخیها و دردها، همیشه دارای ارزش و جذابیت خاصی است.