شمارهٔ ۱۷۸ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گلی کز آتش غیرت گلاب میسازد
برای آن گل عارض گلاب میسازد
به یاد محفل وصلت که میکند محکم
سرشک من همه عالم خراب میسازد
به کام زهر مکافات خواهدم عمری
دمی ز خویشم اگر کامیاب میسازد
مگو که بیخودی ما نقاب دیدهٔ ماست
چرا جمال نهان در نقاب میسازد
ز بس که تاب ندارد (سحاب) طبع دلم
از آن به سنبل پر پیچ و تاب میسازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و حسرت اشاره دارد. شاعر از خویش یاد میکند که به سبب عشق، گلابی بر آتش غیرت خود میسازد و در یاد وصال محبوب، اشک میریزد. او همچنین به عواقب عشق و زهر آن اشاره دارد و از احساساتش میگوید که نمیتواند پنهان بماند. در نهایت، شاعر به زیبایی و حساسیت عشقش پرداخته و آن را با پرپیچ و تاب سنبل مقایسه میکند، نشان از دشواری و زیبایی این احساسات دارد.