شمارهٔ ۱۹۳ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس
چون آن قد زیبا رخ گلگون نگرد کس
صیاد به گلشن ننهادی قفسم را
گرداشت شکافی که به بیرون نگرد کس
با خلق جفائی تو ستم پیشه نکردی
کز شرم تواند که به گردون نگرد کس
از یک نگهت بیش ندیدم که نه آنروست
روی تو که از یک نگه افزون نگرد کس
از مردن بیگانه بود سهل گر او را
روزی دو سه با خاطر محزون نگرد کس
نبود پری آن ماه پریوش که پری را
گاهی نگرد گرچه به افسون نگرد کس
بیند همه کس آنچه من از روی تو دیدم
گر روی تو زین دیده ی پر خون نگرد کس
آری به نظر جلوه ی حسن رخ لیلی
وقتی است که با دیده ی مجنون نگرد کس
دانی که کجا جنت و طوبای (سحاب) است؟
آنجا که تو را با قد موزون نگرد کس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد. شاعر میگوید که هیچکس به زیبایی او نمیرسد و هیچکس نمیتواند مانند او قد و روی زیبایی داشته باشد. او از سختیهایی که به خاطر دوری از معشوق متحمل شده، میگوید و تأکید میکند که حتی در مرگ نیز نمیتواند کسی را مانند او بیابد. شاعر همچنین اشاره میکند که زیبایی معشوق مانند یک جنت است که دیگران نمیتوانند آن را درک کنند و او تنها کسی است که میتواند به این جلوهها و زیباییها نظاره کند. این شعر به شدت احساسات عاشقانه و ستایش از زیبایی معشوق را منتقل میکند.