نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۹ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر با غیر خواهم سر گرانش

به من آن به که باید مهربانش

سر موئی ندارد فرق با موی

میان موی و آن موی میانش

لبش را نایب خود بر زمین کرد

چو عیسی شد مکان در آسمانش

خطش را نیست چون حسنش زوالی

بهاری بی خزان دارد خزانش

شد از بیمش عنان شکوه از دست

پس از عمری که بگرفتم عنانش

تذرو از شاخ سرو افتد به پایش

چمد گر در چمن سرو چمانش

خضر گو وصف آب زندگانی

نگوید پیش خاک آستانش

چه خجلت ها کشد از غیر هر گه

به غفلت نامم آید بر زبانش

(سحاب) از جور خاکم داد بر باد

ولی باقی ست با من امتحانش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عشق و وابستگی عمیق سخن می‌گوید. شاعر از وسوسه و نگرانی برای عدم توجه محبوب سخن می‌گوید و به زیبایی‌های او اشاره می‌کند. او می‌گوید که محبوبش از دیگران بی‌نیاز است و عشق او همیشه باقی می‌ماند. همچنین، شاعر به حسرت‌ها و خجالت‌هایش از نادیده‌گرفته شدن توسط محبوبش اشاره می‌کند و در نهایت به آزمون‌هایی اشاره می‌کند که در این عشق باید تحمل کند. با وجود همه سختی‌ها، عشق پایدار است و شاعر به زیبایی محبوبش ادامه می‌دهد.