شمارهٔ ۲۱۱ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا نئی از قید جان و تن خلاص
نیست ممکن وصل او در بزم خلاص
زنگ از آیینهٔ دل بر ز عشق
ز آتش آری زر زغش یابد خلاص
شامل است الطاف عامش بر عوام
کامل است اشفاق خاصش بر خواص
بهر قتلم ساعد او رنجه شد
بیش از این خون مرا نبود قصاص
ریخت خون من به دست خود که یافت
از شهیدانش به این فیض اختصاص
عاشقان ز اهل هوس دارند فرق
چون زرازارزیر، چون سیم از رصاص
گوش شیخ ای دل کجا و رمز عشق؟
پیش هر عامی مگو اسرار خاص
از برای دفع زهر غم (سحاب)
به ز تریاق است آن لب در خواص
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان مسائلی درباره عشق و ارتباط با خدا میپردازد. شاعر میگوید که برای رسیدن به وصال خدا باید از قید و بندهای دنیوی رها شد. او به نیکوییهای خداوند اشاره میکند که شامل حال همه انسانها میشود، ولی عشق واقعی نیازمند درک خاصی است که تنها به خواص تعلق دارد. شاعر همچنین تأکید میکند که عاشقان واقعی تفاوتهایی با دیگران دارند و برای درک نکات عمیق عشق باید از برخی اسرار پرهیز کرد. در نهایت، او اشاره میکند که بهترین درمان برای غم و اندوه در عشق، لبهای خاص و معنوی است که تریاقی بر دردهای بشری به شمار میآید.