شمارهٔ ۲۱۳ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بهر بر چیدن چو چیدند این بساط
طبع دانا زان نیابد انبساط
جان پاکان ست خاک این سرا
جسم شاهان ست خشت این رباط
با وفا الفت نیابد طبع دهر
آب و آتش را نشاید اختلاط
زانبساط اندوه چون آورد؟
انبساط اندوه و اندوه انبساط
روح را ز اندیشه ی هجرش الم
طبع را زافسانه ی وصلش نشاط
میل رفعت خواجه را در سر هنوز
گرچه قامت کرد میل انحطاط
کیست دانی گمره اندر کیش عشق؟
هر که از پا منحرف شد زین صراط
راه عشقش بس خطر دارد (سحاب)
پا در این وادی منه بیاحتیاط
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به موضوعات عشق، دلتنگی و زندگی پرداخته است. شاعر بیان میکند که زندگی در این دنیا کوتاه و پر از درد و رنج است و فقط روح پاکان میتواند از زیباییهای این دنیا بهرهمند شود. همچنین به تضاد عشق و هجر میپردازد و اشاره میکند که میل به بالا رفتن و ترقی در وجود انسانها وجود دارد، حتی اگر در برخی موارد به انحطاط دچار شوند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که راه عشق خطرناک است و باید با احتیاط در این مسیر قدم گذاشت.