نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

افزود جفای بت بیدادگرم را

زین به چه اثر بود دعای سحرم را؟

او از همه کس در طلب مژده مرگم

من هر دم ازین شاد که پرسد خبرم را

وقتی که ز کوی تو برد سیل سرشکم

داند همه کس خاصیت چشم ترم را

ذوقی ز اسیری بودم لیک نبندم

بر دام تو دل تا نکنی بال و پرم را

اذن نگهم جز به دم مرگ ندادی

کردی نگه آنگه پس اول نظرم را

گفتم: چه شود گر به عتابی بنوازیم

گفتا: به عبث تلخ چه سازم شکرم را؟

شاید که سری در قدمش سایم ازین پس

گر بخت کند خاک ره دوست سرم را

خوانند (سحابم) ولی آن خشک نهالم

کز من نرسد تربیتی برگ و برم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دردها و رنج‌های خود می‌گوید و به معشوقش اشاره می‌کند که او را در طلب مرگش می‌داند. شاعر از گریه‌ها و احساساتش می‌گوید و به قدرت اشک‌هایش در بیان احساسات اشاره می‌کند. او همچنین به بی‌قراری‌اش در عشق و استقامتش در برابر معشوق اشاره می‌کند و با اشاره به بی‌توجهی معشوق نسبت به او، از عاطفه‌اش برایش می‌گوید. در پایان، شاعر به امید این‌که در کنار معشوقش قرار گیرد، از تنهایی بذر و نیاز به محبت صحبت می‌کند.