شمارهٔ ۲۲۳ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
با آن که دارد ایمنی صیدی که باشد در حرم
مهر رخت خلوت گزین آنجا که بنایی جبین
پیدا که خورشید از زمین آنجا که بگذاری قدم
گاهی از آن صفر دهان گاهی از آن موی میان
داری وجود عاشقان معدوم از چندین عدم
بستان حسن نیکوان آرد نهالش کام جان
عشق تو در آن بوستان نخلی ست بارش رنج و غم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مشکلات و رنجهای عاشقی پرداخته و بیان میکند که عشق در دنیایی پر از ظلم و ستم، امنیت ندارد. حتی اگر کسی در حرم خاصی احساس امنیت کند، عشق همچنان چالشهای خود را دارد. شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق او مانند درختی در بوستان است که همراه با زیباییاش، غمها و زحماتی نیز به همراه دارد. در مجموع، شعر ترکیبی از زیبایی، رنج و چالشهای عشق است.