شمارهٔ ۲۴ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را
و گرنه هرگز این طالع نباشد بسمل ما را
به راه منزل اغیار پویانست و از خجلت
به هر کس می رسد پرسد نشان منزل ما را
ندارد تا دل ما هست غم در هیچ دل راهی
روا باشد که داند هر دلی قدر دل ما را
بگستر دامی اکنون کز اسیری نیست دل آگه
اگر خواهی بدست آورد صید غافل ما را
(سحاب) آزرده شد دستش ز قتل ما و در محشر
که می گوید جواب ادعای قاتل ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس درد و ناامیدی شاعر است که به خاطر عشق به معشوق دچار زخم و رنج شده است. شاعر به تصویر صید و شکار اشاره میکند و میگوید که این عشق و احساسات عمیق باعث خونی شدن دلش شده است. او در جستجوی راهی است تا معشوق خود را پیدا کند و از آثار جدایی و غم بر دلها صحبت میکند. همچنین اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند به عمق درد و رنج دل او پی ببرد. در نهایت، شاعر به عواقب این عشق و اثراتش در روز محشر اشاره میکند و از آن به عنوان یک اتهام و درد متفاوت یاد میکند.