شمارهٔ ۲۶۰ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
کس را بجز او صاحب این خانه ندانم
امروز که گویند تو در خانه ی مائی
از بی خودی شوق ره خانه ندانم
از خال تو افتاده بدام ار چه بود باز
مرغ دل من مایل این دانه ندانم
عیبم مکنید ار رهم افتاد به مسجد
کامروز زمستی ره میخانه ندانم
عجبی عجب از تو به مرا هست و علاجش
جز اینکه کشم یک دو سه پیمانه ندانم
افسانه ی بی خواب همی خواهد و اکنون
از من که بجز درد دل افسانه ندانم
زینسان که (سحاب) اینهمه دل بسته به هر موی
جز این که بر آن زلف زند شانه ندانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و نوعی دلتنگی است. شاعر به خانه دل اشاره میکند و میگوید که هیچکس جز معشوقش صاحب آن نیست. او در روزی که معشوق در خانهاش است، به شدت شوق و بیتابی را احساس میکند و نمیداند چطور به او نزدیک شود. شاعر علاوه بر این، به عشق و دوستی و همچنین وجود خال و زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید اگرچه به دام عشق افتاده، اما نمیتواند از آن دور شود. او همچنین از این شکایت دارد که اگر به میخانه میرود، عیبی ندارد و همهی دردش را در وقفهای از خواب میبیند. در نهایت، شاعر تنها راه حل درد خود را در نوشیدن چند پیمانه الکل میداند و میگوید که غیر از افسانه عشق و دلتنگی، چیزی نمیداند.