نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۲ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من

از یک نگه به باد توان داد خاک من

گو یک نظر به چاک گریبان او ببین

ناصح که طعنه زد به گریبان چاک من

هر جا که بود درد و غمی در جهان نجست

جایی دگر به غیر دل دردناک من

تا داندم زاهل هوس مایل من است

آه ار کنند آگهش از عشق پاک من

ماند به تاک چشم من اما به جای اشک

خون جگر مدام تراود ز تاک من

او را به بزم جای و مرا پیش پاسبان

بنگر که غیر با که بود یار پاک من

صد چاک دیگر ار بگشایی مرا ز دل

عشقت نمیرود زدل چاک چاک من

گفتم که؟ گشت باعث قتل (سحاب) گفت

گردون، ولی به سعی من و اشتراک من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود نسبت به عشق و غم اشاره می‌کند. او از عتاب و ناز معشوقش سخن می‌گوید و بیان می‌کند که یک نگاه معشوق می‌تواند او را به خاک بیندازد. شاعر از درد و رنجی که فقط دل خود او آن را تجربه می‌کند صحبت می‌کند و از عشق پاک خود به معشوق حرف می‌زند. علی‌رغم تمام دردها و چاک‌های دل، عشق او از دلش بیرون نمی‌رود و به نوعی به ابراز وفاداری نسبت به معشوق پرداخته است. در نهایت می‌گوید که سرنوشت او به عشق و تلاشش وابسته است.