شمارهٔ ۲۷۷ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با جفا جوی او مشکل شود دمساز من
ور کسی از عاشقان با وی بسازد باز من
هر دو تا داریم چون در پرده دارم راز من
غمزهٔ خونریز یار و دیدهٔ غماز من
از رقیبم گوئیا نشناخت امشب کاین قدر
نیستم در بزم او شایستهٔ اعزاز من
کیست شیری خشمگین در رهگذار مورتو؟
چیست صیدی ناتوان در چنگل شهباز من؟
بوسه ای کردم طلب از لعل یار و عاقبت
شد دل ماهر دو خون از عجز او از ناز من
چون کسی از لذت سنگ جفایت بگذرد؟
گیرم از بام تو دارم قوت پرواز من
چون نکردم دعوی پرهیزگاری با کسی
هر کسی از تقوای زاهد گفت گفتم باز من
چون (سحاب) امروز در شیرین زبانی میکنم
ادعای ساحری او دعوی اعجاز من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و عذابکشهای شاعر اشاره دارد. شاعر از ناراحتی و جفای محبوبش میگوید و اینکه چگونه این رفتارها به او آسیب میزند. او به مقابله با رقیبش اشاره میکند و اینکه نمیتواند در بزم محبوبش جایگاهی داشته باشد. شاعر از ناتوانی در پیگیری عشق سخن میگوید و به طلب بوسه از محبوبش اشاره میکند که در نهایت به شکست عاطفی منجر میشود. او احساس میکند که نمیتواند از دشواریها بگذرد، اما به زیبایی و شیرینی عشقش نیز اشاره میکند. در نهایت، با تأکید بر ارادت و عشق خود به محبوب، ادعای عشق و جذابیت او را مطرح میکند.