نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۶ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه

اگر دارد گذر از حال دل دارد خبر یا نه

اثر در سنگ خارا دارد افغانم نمی‌دانم

که او را دل بود از سنگ خارا سخت‌تر یا نه

به کویش جرأت فریادم ار باشد ز بیدادش

رسد یارب به فریاد من آن بیدادگر یا نه

نهالی را کز آب دیده عمری پرورش دادم

ندانم بر مرادم عاقبت بخشد ثمر یا نه

پس از عمری که اذن یک نگه دارم نمی‌دانم

که گردد مانع نظاره آب چشم تر یا نه

نمی‌پرسی (سحاب) آمد به کویت یا نه ور آمد

تواند دیدت از بیم رقیبان یک نظر یا نه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به احساس سردرگمی و بی‌خبری خود از وضعیت معشوق می‌پردازد. او نمی‌داند آیا کسی به کوی محبوبش می‌رود یا نه و آیا خبری از حال دل او دارد یا خیر. همچنین، شاعر به سختی دلش که حتی از سنگ هم سخت‌تر است اشاره می‌کند و آرزو دارد که اگر زمانی فریادش به گوش بیدادگر برسد، او را بشنود. او به ناله‌های خود و به امید اینکه عشقش نتیجه‌ای خواهد داشت، اشاره می‌کند اما از عاقبت آن بی‌خبر است. همچنین، او به احساس تنهایی و دوری از محبوب اشاره می‌کند و می‌پرسد آیا سحاب (ابر) به کوی محبوبش آمده یا نه و آیا او خواهد توانست از ترس رقیبان نگاهی به محبوب بیاندازد. این اشعار نشان‌دهنده عمق احساسات و تردیدهای شاعر در عشق است.