نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۹ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی

که آن گنج است و جای گنج در ویرانه بایستی

به آسانی نشاید زین دوره پی برد بر مقصد

ره دیگر میان کعبه و بتخانه بایستی

به دل دادند ، شُوقِ ناله این را ، سوختن آن را،

که گل را عندلیب و شمع را پروانه بایستی

سر زلف دلاویز بتی زان دام دلها شد

که زنجیری به پای این دل دیوانه بایستی

به یاد افسانه ی مهر و وفا دارم بسی اما

تو را ای بی وفا گوشی بر این افسانه بایستی

به ترک باده پیمان بسته ام با زاهد و اکنون

برای امتحان من یکی پیمانه بایستی

نبایستی که زاهد پِی برَد ، بر نشئهء صهبا،

و گرنه در جهان هر مسجدی میخانه بایستی

(سحاب) از کوی او گیرم ز جور مدعی رفتم

از او یک لحظه بایستی صبوری یا نه بایستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و درد عشق اشاره دارد و این که دل‌های ویران باید برای این عشق تحمل کنند. او به این نکته می‌پردازد که بر فهم مقصد عشق به سادگی نمی‌توان دست یافت و باید در بین دو راهی‌های مختلف انتخاب کرد. همچنین به نمادهای عشق مانند گل و پروانه اشاره می‌کند و می‌گوید که دل دیوانه باید تحمل زنجیر عشق را داشته باشد. شاعر یادآور می‌شود که با وجود وفاداری‌ها، بی‌وفایی گاهی در عشق وجود دارد و از زاهدان می‌خواهد که ندانند او در پی میهن و شراب است تا عشقش را بسنجد. در پایان، اشاره به تحمل در برابر مشکلات عشق و وسوسه‌ها دارد و این که شاید باید صبوری کرد.