شمارهٔ ۳۰۸ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
مکن تکیه زنهار تا میتوانی
به عهد جوانان به عهد جوانی
کی آوردمی تاب این سست مهری؟
نمی بود اگر با من این سخت جانی
نه چندان به عشاق الفت نه دوری
نه پر ساده لوحی نه پر بد گمانی
مده تاج درویشی و کنج عزلت
به تاج فریدون و ملک کیانی
غم از شادمانی بود زانکه در دل
ز شادی غم آمد زغم شادمانی
تو را باشد از ناله ی ناتوانان
فغان و مرا ناله از ناتوانی
گرفتم به دل نیست میل (سحابت)
چه شد آخر اظهار لطف زبانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات و تجربیات عاشقانه و ناپایداری روابط است. شاعر به جوانی و احساسات پر شور آن اشاره میکند و از بیوفایی و سختجانی میگوید. او تأکید میکند که نه به عشقهای سطحی میتوان تکیه کرد و نه از دوری و جدایی باید هراسان بود. او همچنین به غم و شادی در زندگی اشاره دارد و بیان میکند که این دو احساس به هم نزدیکند و میتوانند درون یکدیگر وجود داشته باشند. در نهایت، او از ناتوانی در ابراز محبت و احساسات سخن به میان میآورد.