نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست

کان دیده را که روی تو دیده است خواب نیست

غیر از بنای عشق کزین سیل محکم است

نبود عمارتی که ز اشکم خراب نیست

جان می‌رود ز تن مگر امروز در وداع‌

کز بیم هجر او به دلم اضطراب نیست

نقش خیال خویش به چشم پر آب بین

گویند اگر ‌«ثبات به نقش بر آب نیست‌»

با قد همچو چنگ و دل چون رباب من

در محفل تو حاجت چنگ و رباب نیست

امشب درنگ محنت هجران ز حد گذشت

آیا چه شد که دور فلک را شتاب نیست؟

شادم که با خطای فزون از حساب ما

اندیشهٔ حساب به روز حساب نیست

یک روز نگذرد که ز تأثیر مدح شاه

طبع (سحاب) غیرت طبع سحاب نیست

دارای دهر فتحعلی شه که نُه سپهر

در قلزم عطاش بجز نُه حباب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس ناکامی در خواب و عشق اشاره می‌کند. او می‌گوید که هیچ کس از وصال محبوبش بهره‌مند نیست و خواب‌هایی که به چهره محبوب نگاه کرده‌اند نیز واقعی نیستند. شاعر به شدت تحت تاثیر عشق و غم جدایی قرار دارد و می‌گوید که حتی اگر تصویر عشق‌اش را در خواب ببیند، همچنان چهره محبوب در خواب نیست. او از اضطراب جدایی و بی‌تابی‌اش می‌گوید و به زیبایی محبوبش و فرحبخشی‌اش اشاره می‌کند. شاعر همچنین از حرکت زمان و نبود آرامش در دلش شکایت دارد و می‌گوید که فکر به روز حساب و قضاوت نهایی او را نگران نمی‌کند. در نهایت، شاعر با ارادت به شاه اشاره می‌کند که در دهر و زمان، هیچ چیز غیر از حبابی در دریای عطای او نیست.