نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون خیال او ز جان مهجور نیست

دور از او گر زنده باشم دور نیست

از رخ خوبان نبیند نور او

هر که را در دیدهٔ دل نور نیست

در نظر بازی ارباب نظر

حسن زیبا منظران منظور نیست

ترک سر چون لازم شورید گیست

هر که را سر هست در سر شور نیست

چون رخ خوبان و قد دلکشت

آتش موسی و نخل طور نیست

در برش ز اندیشه هجران (سحاب)

از سرور وصل، دل مسرور نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دوری از معشوق می‌پردازد و احساسات عمیق خود را بیان می‌کند. او می‌گوید که فاصله از محبوب باعث نمی‌شود که او احساس تنهایی کند، زیرا عشق و یاد او همیشه در دلش زنده است. شاعر به زیبایی‌ها و نورهای ظاهری اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر دل کسی نور عشق نداشته باشد، نمی‌تواند زیبایی‌ها را ببیند. او همچنین به توصیف آثار عشق و وابستگی می‌پردازد و بیان می‌کند که آتش عشق همانند آتش موسی نیست و در نتیجه از وصال محبوب لذت نمی‌برد، بلکه تنها دچار اندوه هجران است.