شمارهٔ ۹۱ سحاب اصفهانی
سحاب اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست
می گساران را بجز شهد هوس در جام نیست
بهر وصل شاهدی هر بزم خواهی چیده شد
نغمه ی چنگش بجز بانگ صلای عام نیست
ز آفت خط بتان زین بیش بود افسانهها
شکر کاین افسانه ی باطل در این ایام نیست
هست هر آغاز را انجامی از پی وین زمان
از پی آغاز حسن نیکوان انجام نیست
بر خلاف عشق بازان من در این نخجیرگاه
هر طرف جویای آن صیدم که با من رام نیست
شاهدان را از زوال حسن بود اندیشهها
کس به دور ما در این اندیشههای خام نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و حالات عاشقانه میپردازد. او اشاره میکند که در دنیای عشق، تنها نام عشق وجود دارد و عشق واقعی به ندرت پیدا میشود. همچنین میگوید که لذتهای مادی و هوسانگیز در بزمها غالب است و عشق حقیقی در آنها جایی ندارد. عشق را به صید تشبیه میکند که هر طرف به دنبالش است، اما آنچه او میجوید، دست نیافتنی است. شاعر همچنین به زوال زیبایی و فکر کردن به آن اشاره میکند و میگوید که هیچ کس در دنیای عشق واقعی، درگیر این افکار خام نیست. به طور کلی، شعر به کمبود احساسات واقعی در عشق و تلاش برای یافتن یار اشاره دارد.