نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۵ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد

تقریر وصف حالم، گفتار، بر نتابد

من بارها کشیدم، بار فراق، بر دل

ترسم که دل ضعیف است، این بار، بر نتابد

یاران مهربان را، رسم است، جور یاران

بر تافتن ولیکن، این بار، بر نتابد

ای یار بشنو از من، گر می‌کنی، جفایی

با یار خویشتن کن، کاغیار بر نتابد

از های و هوی رندان زاهد چه ذوق یابد

این نکته مست داند، هوشیار بر نتابد

کی در دماغ عاشق، سودای عقل گنجد

آری سر قلندر، دستار بر نتابد

آنکس رخ تو بیند، کز خود، نظر بدوزد

هر چشم خویشتن بین، دیدار بر نتابد

در روی یار سلمان، کم کن سخن، که نازک

درد سر حکایت، بسیار، بر نتابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر در مورد عشق و فراق می‌پردازد. شاعر از طاقت و ناتوانی دلش در برابر بار فراق سخن می‌گوید و از یاران می‌خواهد که در این شرایط سخت، با همدیگر مهربان باشند. او تأکید می‌کند که هرچند ممکن است در عشق سختی‌ها برسد، ولی این بار آنقدر سنگین است که نمی‌تواند آن را تحمل کند. شاعر همچنین به رابطه عاشق و معشوق اشاره می‌کند و از تناقض‌های عشق و عقل می‌نویسد، نشان می‌دهد که عاشق به خاطر عشق، از عقل و هوش خود چشم‌پوشی کرده و تنها به زیبایی و عشق فکر می‌کند. در نهایت، شاعر به نازکی کلمات و پیچیدگی‌های عشق اشاره کرده و تأکید می‌کند که در این موضوع صحبت‌های اضافه نکنیم چون درد و رنج کافی است.