غزل شمارهٔ ۱۱۷ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد
که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان
که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن
چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیر عطر و بوی معشوقش اشاره میکند و میگوید که در هر جا که میرود، یاد و خاطره معشوق را با خود دارد. او همچنین از درد و رنج خودش در غم معشوق و نگاه دشمن به او سخن میگوید و از او میخواهد که بر او شماتت نکند، زیرا دلشکستگی و رنج از عشق، برای بسیاری از مردم اتفاق میافتد و این موضوعی عادی است.