نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۷ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این یار که من دارم، ازین یار که دارد؟

وین کار که من دارم، از این کار که دارد؟

خلقی است همه، بر در امید، نشسته

تا یار، کرا خواهد و تا یار، که دارد؟

با این همه غم، گر غم من با تو، بگویند

کاری بود آیا غم این کار، که دارد؟

من بر سر بازار مغان، می‌روم امشب

این زهد فروشان سر بازار، که دارد؟

برخاسته‌ام از سر سجاده، به کلی

یاران هوس خانه خمار، که دارد؟

خورشید رخش کرد، بر آفاق، تجلی

ای دیده وران، طاقت دیدار که دارد؟

در زیر فلک راست بگویید، که امروز

بالاتر ازین قامت و رفتار، که دارد؟

تا روی ببینند و ببینید، کزین روی

در دور قمر، عارض و رخسار که دارد؟

بر راه خیالت، همه شب، منتظرانند

با این همه تا دولت بیدار، که دارد؟

دل برد ز سلمان و کجا می‌برد این دل؟

با آن همه دلهای گرفتار، که دارد؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تجربه و احساسات عمیق خود نسبت به یار و عشق اشاره می‌کند. او به تضاد وضعیت‌های مختلف در زندگی می‌پردازد و نشان می‌دهد که دیگران نیز در انتظار یار خود نشسته‌اند. اظهار نگرانی از غم و دردهایی که با عشق همراه است، همچنین اشاره به ارزش‌ها و زهد جامعه، از موضوعات مهم این شعر به حساب می‌آید. شاعر به زیبایی یار و تاثیر آن بر دل‌های مردم اشاره می‌کند و در نهایت، ناپایداری عشق و دل‌بردن از دیگران را به تصویر می‌کشد. این همگی نشان‌دهنده جستجوی مداوم انسان برای عشق و حقیقت در زندگی است.