نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۰ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

باد هوای کویت، گرد از جهان برآرد

آب جمال رویت، ز آتش، فغان برآرد

آبی بر آتشم زن، زان پیشتر، که ناگه

خاک مرا هوایت، باد از میان، برآرد

بر هر زمین که افتد، از قامت تو سایه

تا دامن قیامت، آن خاک جان برآرد

مثلث فلک نبیند، با صد هزار دیده

چند آنچه دیده‌ها را، گرد جهان برآرد

سلمان سری و جانی، یک دم اشارتی کن

تا آن سبک ببازد، تا این روان برآرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار بیانگر زیبایی و تاثیرگذاری محبوبی است که به لحاظ ظاهری و روحانی بسیار برجسته است. شاعر از باد کویت و آب جمال معشوق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق او می‌تواند آثار عظیمی بر زمین و آسمان بگذارد. همچنین، اشاره به قدرت این عشق دارد که می‌تواند جان‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و دامن قیامت را به حرکت درآورد. در نهایت، خواسته‌ای از سلمان دارد که با اشاره‌ای، این عشق را به پرواز درآورد.