نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۹ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

عذارت خط به بخت ما درآورد

سیه بختی است ما را ما درآورد

عذرات بود بر حسن تو شاهد

جمالت رفت و خطی دیگر آورد

چو زلفت پای در دامن کشیدست

چرا خط سیاهت سر بر آورد

خیال لعل نوشینت، به شب دوش

مرا صد پی شبیخون بر سر آورد

مرا از گلبن حسن تو ناگاه

گلی بشکفت و خاری نو برآورد

گلت بر نسترن رسمی زد از مشک

گل رویت عجب رسمی برآورد!

چه صنعت کرد خط عنبرینت؟

که خورشیدش سر اندر چنبر آورد

خنک باد صبا کامد ز زلفت

نسیمی صد ره از جان خوشتر آورد

دماغ جان سلمان را سحرگاه

به راه آورد و مشک و عنبر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه پرداخته و به تاثیرات منفی عشق و احساسات ناگوار ناشی از آن اشاره می‌کند. عاشق از خط و زلف معشوق صحبت می‌کند و می‌گوید که زیبایی او همانند خطی است که سرنوشتش را تحت تاثیر قرار داده است. او همچنین به تأثیر بسیار مثبت عطر و بوی معشوقه بر روح و جانش اشاره می‌کند و این که هر لحظه از عشق و یاد او، حسرت و شوق را در دل او ایجاد کرده است. شعر در نهایت، با ذکر خوشبو بودن نسیم و تأثیر آن بر جان عاشق، زیبایی و دل‌انگیزی عشق را یادآوری می‌کند.