غزل شمارهٔ ۱۷۴ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمیدانم که نی چون من چرا بسیار مینالد؟
دمادم میزند یارش، ز دست یار مینالد
نشسته بر ره بادست و بادش میزند هر دم
از آن رو زرد و بیمارست و چون بیمار مینالد
دمیدندش دمی در تن از آنرو روح میبخشد
بریدندش زیار خود، از آنرو زار مینالد
ز بیماری چنانش تن نحیف و زار میبینم
که بر هر جا که انگشتش نهی صد بار مینالد
دمی بسیار دادندش، شکایت میکند زان دم
جگر سوراخ کردندش، از آن آزار مینالد
مگر در گوش او رمزی، ز راز عشق میآید
دلش طاقت نمیآرد، ازین گفتار مینالد
نفس با عود زن کز یار میسوزد نمیگرید
مزن با نی که از هر باد نی چون یار مینالد
منال از یار خود سلمان که تشنیع است بر بلبل
اگر در راه عشق گل ز زخم خار مینالد
دمی بر نی بزن نی زن، که دردی هست همراهش
اگر دردی ندارد نی چرا بسیار مینالد؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر به حال نی و نواهای آن اشاره میکند که گویی از عشق و فراق مینالد. نی به نوعی نماد انسانی است که از جدایی و رنجهای ناشی از عشق در خود احساس غم و اندوه میکند. او از بیمار شدن نی، درد و زاری آن و غیره میگوید. در نهایت، شاعر میپرسد که اگر نی هیچ دردی ندارد، چرا اینقدر مینالد. به طور کلی، شعر نمادین و عاطفی است و به ابراز دلتنگی و درد در عشق میپردازد.