نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۸۴ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لاابالی وار، دستی بر جهان خواهم فشاند

هرچه دامن گیردم دامن، بر آن خواهم فشاند

دامن آخر زمان دارد غبار حادثه

آستین بر دامن آخر زمان خواهم فشاند

از سر صدق و صفا، چون صبح خواهم زد نفس

وندران دم بر هوای دوست، جان خواهم فشاند

پای عزلت بر سر کون و مکان خواهم نهاد

دست همت بر رخ جان و جهان خواهم فشاند

همچو گل برگی که حاصل کرده‌ام در عمر خویش

با رخ خندان و خوش، بر دوستان خواهم فشاند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اراده و تصمیم شاعر برای تأثیرگذاری بر جهان است. او با روحی آزاد و بدون نگرانی از عواقب، می‌خواهد عشق و صفا را در روابطش پخش کند و با خیالی روشن و خوش‌رو، بر دوستانش مهر و محبت بزند. شاعر عزلت را کنار گذاشته و مصمم است تا با نشاط و همت، به زندگی و اطرافش معنا بدهد. در نهایت، او می‌خواهد زندگی‌اش را با سرزندگی و نشاط پر کند و با لبخند به دیگران نزدیک شود.