نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قبله ما نیست، جز محراب ابروی شما

دولت ما نیست، الا در سر کوی شما

روز محشر، در جواب پرسش سودای کفر

هیچ دست آویز ما را نیست، جز موی شما

ماه تابان را شبی نسبت، به رویت، کرده‌ام

سالها شد، تا خجالت دارم، از روی شما

مرده خاکم که او می‌پرورد سروی چو تو

زنده بادم که او می‌آورد بوی شما

این‌که بر چشمم، سیاه و تنگ دل یاری، ولی

کس نمی‌گوید حدیث سخت، در روی شما

بر نمی‌دارم سر از زانو، ز رشک طره‌ات

تا چرا سر بر نمی‌دارد، ز زانوی شما

چشم تنگت، ترک‌تاز و حاجبت پیشانی است

زان نمی‌آید کسی در چشم جادوی شما

گر بَدَم گویی و نیکویی، به هر حالت که هست

هست، سلمان، از میان جان، دعا گوی شما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ابراز عشق و ارادت شاعر به معشوقه‌اش می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که قبله و محور زندگی‌اش، چهره و زیبایی معشوقه‌اش است و در روز محشر تنها امیدش، موهای اوست. او به زیبایی و جذابیت معشوقه‌اش اشاره کرده و می‌گوید که سال‌هاست به خاطر تابش زیبایی‌اش خجالت‌زده است. همچنین، او از احساس خود نسبت به معشوقه‌اش می‌گوید و می‌افزاید که چقدر از دیدنش غرق در حسرت و رشک است. این شعر نمایش دهنده‌ی عمیق‌ترین احساسات و عواطف عاشقانه شاعر است.