نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۵ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زلفین سیه خم به خم اندر زده‌ای باز

وقت من شوریده به هم بر زده‌ای باز

زان روی نکو چشم بدان دور که امروز

بر مه زده‌ای طعنه و در خور زده‌ای باز

از غالیه رسمی زده‌ای بر گل و شکر

امروز همه بر گل و شکر زده‌ای باز

بر ساغر عیشم زده‌ای سنگ ولیکن

با تو چه توان گفت که ساغر زده‌ای باز؟

من سر چو قلم بر خط سودای تو دارم

با اینکه من سر زده را سرزده‌ای باز

از دود من سوخته زنهار حذر کن!

کاتش به من سوخته دل در زده‌ای باز

نقد سره قلب که پالوده‌ام از چشم

بر سکه رویم همه با زر زده‌ای باز

شبها ز غمت راست کبوتر دل سلمان

دریاب که بر صید کبوتر زده‌ای باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند و از موهای سیاه و خمیده‌اش و تاثیر آن بر روحش سخن می‌گوید. او از غم و شوریدگی خود در عشق صحبت می‌کند و این که چگونه معشوق با طعنه‌ها و زیبایی‌اش بر دل او تاثیر می‌گذارد. شاعر از جنون ناشی از عشق و سوختن دلش به دلیل دوری معشوق می‌گوید و از ساغر عیش که بویی از او ندارد، شکایت می‌کند. در نهایت، او به حال ناگوار خود و غم فقدان معشوق اشاره کرده و درخواستی از معشوق دارد که به وضعیت دل شکسته‌اش توجه کند.