غزل شمارهٔ ۲۹۷ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما روی دل به خانه خمار کردهایم
محراب جان ز ابروی دلدار کردهایم
از بهر یک پیاله دردی، هزار بار
خود را گرو به خانه خمار کردهایم
بر بوی جرعهای که ز جامش به ما رسد
خود را چو خاک بر در او خوار کردهایم
سرمست رفتهایم و به بازار و جرعهوار
جانها نثار بر سر بازار کردهایم
قندیل را شکسته و پیمانه ساخته
تسبیح را گسسته و زنار کردهایم
زهاد تکیه بر عمل خویش کردهاند
ما اعتماد بر کرم یار کردهایم
صوفی مکن مجادله با ما، که پیش ازین
ما نیز ازین معامله بسیار کردهایم
امروز با تو نیست سر و کار ما که ما
عمر عزیز بر سر این کار کردهایم
افکندهایم بار سر از دوش در رهت
خود را بدین طریق سبکبار کردهایم
ای مدعی به رندی سلمان چه میکنی؟
دعوی که ما به جرم خود اقرار کردهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عمیق احساسات عاشقانه و عارفانه پرداخته است. شاعر از دلباختگی و شیدایی خود نسبت به معشوق صحبت میکند و به قدسیت عشق اشاره دارد. او به فدای جان و مال خود برای یک جرعه محبت از محبوب میپردازد و احساس میکند که خود را به خاطر عشق به معشوق، خوار و سبکبار کرده است. شاعر به مقایسه خود با زهاد و صوفیان میپردازد و تأکید میکند که وابستگی و اعتماد او به محبت معشوق از عبادت و اعمال خود زاهدان بالاتر است. در نهایت، او بر سر این عشق و شیدایی عمر خود را هزینه کرده و به عبور از بار گناه و تعلقات دنیوی پرداخته است.