نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای آب آتش رنگ تو، بر باد داده خاک من

در آب و آتش هر دم از خاک درت باد ختن

آب است و آتش جام می خاک است تن با دست جان

بنشان به آب آتشین، این گرد و خاک و باد من

گردم زند باد از گلت کابست و آتش خاک او

باد آتش و خاک افکند، در آْب نسرین و سمن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بازیگوشی عناصر طبیعی مانند آب، آتش و خاک اشاره می‌کند و به تأثیر آنها بر زندگی و وجود خود می‌پردازد. احساساتی همچون ناپایداری و بی‌قراری ناشی از این عناصر را به تصویر می‌کشد. همچنین، ارتباط عمیق بین روح و جسم را به نمایش می‌گذارد و می‌گوید که در این دنیای آشفته، خود را گم کرده است و خواهان آرامش و ثبات است. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های طبیعی مانند گل‌ها اشاره می‌کند و تضاد میان این عناصر را به گوشه‌ای از زیبایی زندگی تبدیل می‌کند.