نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰۸ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا کی آخر خاطر اندر بند هجران داشتن؟

یوسف جان عزیزان را به زندان داشتن

تا کی ای نور بصر کردن نظر با دیگران

همچو چشم از مردم خود روی پنهان داشتن

چند کردن روی در مشتی پریشان همچو زلف

زان سبب مجموع را خاطر پریشان داشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات ناشی از جدایی و longing (دلتنگی) اشاره دارد. شاعر از وضعیت ماندن در حسرت و دوری از معشوق سخن می‌گوید و می‌پرسد که تا کی باید این احساسات را تحمل کرد. او به یوسف (نماد زیبایی و عشق) و حبس کردن احساسات اشاره می‌کند، همچنین به ناتوانی در نگاه به دیگران در حالی که دلش با معشوقش است. در نهایت، شاعر از پریشانی خاطر ناشی از این وضعیت سخن می‌گوید.