غزل شمارهٔ ۳۱۵ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
سر کویش هوس داری، خرد را پشت پایی زن
در این اندیشه یکرو شو، دو عالم را قفایی زن
طریق عشق میورزی خرد را الوداعی گو
بساط قرب میخواهی بلا را مرحبایی زن
چو آراید غمش خوانی، که باید خورد خون آنجا
دلا تنها مخور خون را به زیر لب صلایی زن
ز بازار خرد سودی، نخواهی دید جز سودا
به کوی عاشقی در شو، در عزلتسرایی زن
صبوح میپرستان است هین ساقی شرابی ده
سماع بینوایان است هان مطرب نوایی زن
مرا تیر تو سخت آید که بر بیگانگان آید
چو زخمی میزنی باری، بیا بر آشنایی زن
غمش دریای بیپایان و ما را دستگیری نه
گذشت آب از سرت سلمان چه پایی دست و پایی زن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معنی دعوت به رهایی از قید و بندهای عقل و خرد و ورود به دنیای عشق و احساسات عمیق است. شاعر به مخاطب توصیه میکند که از خرد و عقل که مانع عشق و شور و شوق است جدا شود و به سرای عشق و عزلت برود. همچنین او به لذتهای عاشقانه، نوشیدن شراب و سماع اشاره میکند و میگوید که تنها در عشق میتوان به حقیقت و آسایش دست یافت. در انتها، شاعر بر سخت بودن راه عشق و غمهای آن تأکید میکند اما همچنان بر ادامه دادن در این طریق تأکید می ورزد.