غزل شمارهٔ ۳۲۰ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من
خود چه باشد جز تو و دیدار تو مقصود من
مایه عمرم شد و سود من از عشقت فراق
این بد از بازارسودایت زیان و سود من
تو طبیب و من چنین بیمار و شربت خون دل
با چنین تیمارگی ممکن بود بهبود من؟
آه دود آلود من، روزی خرابیها کند
هان هذر کن زینهار از آه دود آلود من!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و longing (آرزو) شاعر به معشوقش است. شاعر میگوید که عشق او تمام زندگیاش شده و دوری از معشوقش، برایش درد و رنج به همراه دارد. او خود را بیمار عشق میداند و معشوق را درمانگرش. در انتها، هشدار میدهد که از درد و آسیب ناشی از عواطفش در امان باشند. کل متن حاکی از غم و اندوه ناشی از جدایی و وابستگی عاطفی است.