نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۸ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عاشقان را از جمالش، روز بازار امشب است

لیلة القدری که می‌گویند پندار امشب است

حلقه‌ها، بین بسته، جانها، گرد رخسارش چو زلف

قدسیان را نیز گویی روز بازار، امشب است

عاشقان! با بخت خود شب زنده دارید امشبی

ز آنکه در عمر خود آن شوریده، بیدار امشب است

پای دار، ای شمع و منشین، تا به سر خدمت کنیم

پیش او امشب، که ما را خود سر و کار، امشب است

عود در مجلس دمی خوش می‌زند بی‌همنفس

آری، آری، وقت انفاس شکربار، امشب است

جنس فردا پیش نقد جان من، امشب، به می

می‌فروشم، کان بضاعت را خریدار، امشب است

زاهدان! یک دم مجالی چون کنم تدبیر چیست؟

چون پس از عمری، مجال صحبت یار، امشب است

گفته‌ای سلمان، که سر ایثار پایش می‌کنم

گر سر ایثار داری وقت ایثار، امشب است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به زیبایی شب قدر و حال و هوای عاشقان را توصیف می‌کند. امشب، شب خاصی است که عاشقان باید از جمال محبوب خود بهره‌مند شوند و فرصت را غنیمت بشمارند. این شب، به معنای واقعی یک "روز بازار" برای دل‌های شیدا و قدسیان است که در آن با بخت خود شب را زنده نگه دارند. شاعر از شمع می‌خواهد تا پایدار باشد تا بتوانند در خدمت محبوب باشند، و اشاره می‌کند که در این شب خوش، باید از وجود محبوب بهره‌مند شد. کافی است که عاشقان در این شب، خود را به یکدیگر برسانند و لذت ببرند، چرا که فرصتی ارزشمند از دست نخواهد رفت. زاهدان نیز به فکر تدبیر برای این شب قیمتی هستند، زیرا ممکن است دیگر فرصتی برای ملاقات محبوب نداشته باشند. در نهایت، شاعر به ایثار در این شب تاکید می‌کند و می‌گوید اگر آماده‌ای برای ایثار، این زمان مناسب است.