نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

مستی و عشق از ازل، پیشه و آیین ماست

دین من این است و بس، کیست که در دین ماست

خاک ره مصطبه، ز آب خضر بهتر است

چشمه نوشین او، جرعه دوشین ماست

رندی و میخوارگی، قسم من امروز نیست

عادت دیرین دل، پیشه پیشین ماست

بستر و بالین من، تا نشود خاک و گل

خاک و گل مصطبه، بستر و بالین ماست

کنج خرابات اگر مسکن ما شد، چه شد؟

گنج دو عالم به نقد، در دل مسکین ماست

نقش و نگار چهان، هیچ مبین در جهان

کانچه نظر می‌کنی، نقش نگارین ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و مستی به عنوان اصول و پایه‌های زندگی شاعر است. شاعر بیان می‌کند که دین او عشق است و خاک‌ راه عاشقانه را از بهشت بهتر می‌داند. او تأکید می‌کند که رندی و می‌خوارگی جزو اعتقادات اوست و این عادت را نمی‌تواند کنار بگذارد. همچنین به مفهوم سکونت در مکان‌های ساده، مانند خرابات، اشاره می‌کند و می‌گوید که درون او گنج‌های عظیمی وجود دارد. نهایتاً، او تأکید می‌کند که زیبایی‌های جهان تنها بازتابی از درون اوست و نباید به ظواهر دنیا توجه کرد.