نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶ سلمان ساوجی

سلمان ساوجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زان پیش کاتصال بود خاک و آب را

عشق تو خانه ساخته بود این خراب را

مهر رخت ز آب و گل ما شد آشکار

پنهان به گل چگونه کنند آفتاب را؟

تا کفر و دین شود، همه یک روی و یک جهت

بردار یک ره از طرف رخ حجاب را

عکس رخت چو مانع دیدار می‌شود

بهر خدا چه می‌کند آن رخ نقاب را

بر ما کشید خط خطا مدعی و ما

خط در کشیده‌ایم، خطا و صواب را

فردا که نامه عملم را کنند عرض

روشن کنم به روی تو یک یک حساب را

یک شب خیال چشم تو دیدیم ما به خواب

زان شب دگر به چشم ندیدیم خواب را

بی‌وصل تو دو کون، سرابی است پیش ما

در پیش ما چه آب بود خود سراب را؟

سلمان به خاک کوی تو، تا چشم باز کرد

یکبارگی ز دیده بینداخت آب را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق با محبوب است. شاعر از عشق به عنوان عاملی که خاک و آب را به هم پیوند می‌دهد، یاد می‌کند و بیان می‌کند که مهر محبوب نه تنها در ظاهر بلکه در باطن نیز تأثیرگذار است. او به ناپایداری و دوگانگی اعتقادات اشاره می‌کند و از آرزوی دیدار محبوب خود صحبت می‌کند. شاعر در ادامه به چالش‌های عشق و خطاهایی که ممکن است رخ دهد، اشاره می‌کند و در نهایت، عشق را به عنوان حقیقی‌ترین و مهم‌ترین واقعیت زندگی مطرح می‌کند، به طوری که بی‌وصل محبوب، زندگی خالی و بی‌معنا می‌شود.