قطعه شمارهٔ ۲۷ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دیدن خواجگان بلایی بود
بنده عمری ازین بلا میجست
ناگهانش به علت رمدی
دولتی داد اتفاقی دست
رفت در کنج خانهای تاریک
دیده دربست و از بلا وارست
بنده صد سال دیگر ار باشد
بیش ازین خواجگان که اکنون هست
روشنایی جز این نخواهد دید
غیر ازین طرف بر نخواهد بست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تجربهای ناخوشایند سخن میگوید که به ملاقات خواجگان دچار شده است. او عمری در تلاش بوده تا از این بلا دوری کند. با این حال، به دلیل یک اتفاق ناگوار به طرز غیرمنتظرهای به جایی تاریک میرود و از رنج و درد رها میشود. شاعر معتقد است که حتی اگر صد سال دیگر بگذرد، باز هم با چنین خواجگانی مواجه خواهد شد و روشنایی تازهای نخواهد دید و از این وضعیت نمیتواند رهایی یابد.