قطعه شمارهٔ ۲۹ سلمان ساوجی
سلمان ساوجی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
شاها یقین که مدح و ثنای تو برترست
زانها که در سواد دل و دفتر آمده است
شاها بیان حال مفصل نمیکنم
درد مفاصل است که گردم برآمدست
از درد جامهای که به زانو همی رسد
زین جامه خانه بهره من چاکر بر آمدست
درد دل و جفای جهانم نبود بس
کم درد پای نیز کنون بر سر آمدست
حالم ز من مپرس که بهر عرض حال
برخاسته است درد و به زانو درآمدست
این بوده است مانع اگر زانکه چند روز
سلمان به آستان شما کمتر آمدست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به ستایش یک شاه اشاره دارد و بیانگر حالاتی از درد و رنج شاعر است. شاعر میگوید که مدح و ثنای او فراتر از آن چیزی است که در دل و دفتر نوشته شده و نمیخواهد به طور مفصل درباره حالش صحبت کند. او از دردی شکایت دارد که باعث شده به زانو بیفتد و نتواند به حضور شاه برسد. این دردها و مشقات از او مانع حضور در درگاه شاه شده و از طرفی، نشاندهنده وابستگی و ارادتش به شاه است.